یـــاس بوی مهربانی می دهد

فاطمیه؛ نقد بغض یا علی است...

یـــاس بوی مهربانی می دهد

فاطمیه؛ نقد بغض یا علی است...

یـــاس بوی مهربانی می دهد

دست من و دامان تو...یا زهرا (سلام الله علیها)



دلم برای درس خوندن تنگ شده!

درست در زمانی که دخترم آماده میشه برای کلاس اول!

  • فاطمه بانو

یک جای کار می لنگد....

برای همین درجا میزنم!

....درجا میزنیم!

  • فاطمه بانو
  • فاطمه بانو


رسم دوست داشتن نمی داند....

آنکه که دل به خدا نسپارد!

همین!

  • فاطمه بانو

از آن دسته خانم هایی نیستم که هر روز و هر ساعت راهی خیابان بشوم. خدا را شکر کارم را میتوانم در خانه انجام بدهم. خرید ـ تقریبا در نود درصد موارد ـ با همسر است. برای گردش و تفریح هم مکان های به خصوصی با همسر می رویم. گاهی که پیش می آید و از سر ناچاری مجبور می شوم چشم به آسفالت های تهران و پیاده رو هایش بیاندازم! دلشوره سراسر وجودم را فرا میگیرد. گله و شکایت تکراری نمی کنم از بی حیایی ای که روز به روز بیشتر میشود در این شهر، ناله نمی کنم از غیرت های بر باد رفته ، هر چند می دانم وای به حالمان است از کنار گذاشتن "امر به معرف و و نهی از منکر" ؛ با این توجیه که ؛ «خدا باور کن که کار از کار گذشته!»

دلشوره ام از بابت عقب افتادن از گروه مدهای روز به روز و تیپ های ساعت به ساعت و زیبایی های لحظه ای نیست. ناراحت نمی شوم از بابت دیدن هم جنس هایی که در ظاهر زیبایی شان یک سر و گردن که چه عرض کنم، از زمین تا اسمان فرق است بین ما و آنها ـ البته در ظاهر ـ ! که همه ما بانوان چادر به سر و محجبه به این باور قلبی رسیده ایم که حجاب مان در چشم غریبه ها آزار دهنده و شاید نازیباست! که البته جدای از آرامشی که به ما می دهد، قدرت دارد که اجازه نزدیک شدن چشم های هرزه را به ما ـ فرشته های زمینی!! ـ نمی دهد! که فرشته باید پاک باشد از بازی نگاه شیطان!

دلشوره دارم. دلشوره از فضای مجازی ای که میدان جنگ شده! جنگی ناعادلانه و نابرابر! جنگی بی قانون....بی قانون جنگل حتی! دلشوره از بابت تصاویری که حمله می کنند به ایمان مومنان! تصاویری که به غارت می برند حیا را و رواج می دهند لذت های شیطانی را...

دلشوره دارم از بابت دنیا....از وسوسه های لذت بخش و گناه های شیرین و....وای به روزی که ایمانمان ضعیف شود

دلشوره دارم برای نیمه ی دیگر زندگی ام. برای کسی که ایمانم را کامل کرد. برای همسرم. همسری پاک دامن،مومن و معتقد. اما به حکم غریزه زنانه ای که دارم...دلشوره دارم! دلشوره از بابت شیطان هایی که صبح تا شب در خیان های شهر کارشان خرید نگاه است. شیطان هایی که کارشان را خوب بلدند. فرقی نمی کند درجه ایمانت چقدر باشد، جلویت رژه می روند...ناز میکنند... پشت چشم نازک می کنند...بی مقدمه حرف می زنند و....و این جاست که تو(مرد مومن و با ایمان) فقط و فقط باید دست به دامان خدا ببری. اصلا در مبارزه با این همه شیطان هایی که صبح تا شب وظیفه شان تحریک تو و سقوطت به درون آتش است، چه کسی غیر از خدای احد و واحد می تواند نجات دهنده باشد؟

دلشوره دارم از بابت ساعت هایی که به اجبار شغل مردانه ات باید در فضای مجازی باشی. در جنگل بی قانون. بی قانون حیا. بی قانون غیرت. بی قانون حریم شخصی! که تف بر این حریم شخصی که «ورود آزاد» است و حریم شیطان! حریم شیطانی که اگر خودت هم نخواهی به رویت باز می شود و دعوتت می کند برای یک نگاه....!

دلشوره دارم و به حکم همین دلشوره است که دعا می کنم...

دعا برای با تقوا تر شدنت...

دعا برای محکم شدن دژهای الهی مقابل چشمانت...

دعا برای قوی تر شدن ایمانت...

دلشوره دارم وبه حکم همین دلشوره است که دعای روز و شبم می شود :

« اللهم عجّل لِوَلیکَ الفرج»

****

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط ذکری دارند برای رهایی از نگاه به نامحرم ؛ « یا خَیرَحَبیبٍ و مَحبوبٍ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ و آلِه» ایشان در تفسیر این ذکر می گویند : «چشمت به نامحرم می افتد، اگر خوشت نیاید که مریضی! پس اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو: یا خیر حبیب... ؛ یعنی خدایا من تو را می خواهم، اینها چیه، این ها دوست داشتنی نیستند ، هر چه نپاید، دلبستگی نشاید...»

 

 

  • فاطمه بانو
کاش می توانستم تمام دنیا را زیر و رو کنم تا "تو" بهترین ها را داشته باشی....
بهترین ها....
بهترین ها....
مطمئنم که لیاقتش را داری....

* یادت باشد فردا روز که بزرگ شدی،خانم شدی، دست پدرت رو ببوسی...
چون تمام دنیا رو زیر و رو میکنه تا تو "بهترین ها" رو داشته باشی....
  • فاطمه بانو

·         بالاخره تمام شد. کتاب "حاج آقا مجتبی" را می گویم. بعد از مدت ها توانستم برای خودم یک وقت خالی پیدا کنم و وقتم را صرف خواندن کتاب بکنم. آخرین کتابی که خوانده بودم، "دا" بود. چهار یا پنج سال پیش. وقتی فرزندم آنقدر کوچک بود که در طول روز ساعت ها می خوابید و من فرصت بیشتری برای مطالعه داشتم. به نسبت بزرگ شدن او وقت آزاد من هم کم تر شد.

مدت ها بود دلم برای کتاب خواندن تنگ شده بود. یک لیست بلند دارم از کتاب های نخوانده ! اما کتاب خاطرات حاج آقا مجتبی یک چیز دیگر بود. احساس می کردم باید حتما بخوانمش! یک واجب دینی برایم شده بود! شاید می خواستم این طوری به خودم بقبولانم که ؛ عیبی ندارد اگر نتوانستی از حضور پر برکت این مرد استفاده کنی می توانی با پیگیری درس های اخلاق و کتاب های منتشره شده از ایشان بخشی از خلاء های دینی ات را پر کنی!

کتاب سرشار است از زیبایی...از سادگی زندگی یک مرد بزرگوار و من خوشحالم که توانستم به بخشهایی کوتاه از زندگی این مرد خدا راه پیدا کنم. کتاب فقط ذکر خاطرات نبود. که در پس هر خاطره ای درسی بزرگ نهفته بود . مثلا در بخشی از کتاب به نقل از یکی از شاگردان حاج آقا که نسخه ای برای جلوگیری از غفلت از یاد خدا می خواسته، آمده است: « صبح که می خواهی بروی {بیرون از منزل}، صد مرتبه بگو لا حول و لا قوه الا باالله و صد مرتبه صلوات بفرست.شب هم صد مرتبه بگو لااله الاالله و صد مرتبه صلوات بفرست و در هر روز مقید باش که چهار صد مرتبه استغفار کنی.»

 

·        مادر بودن و مادری کردن کار دشوار و سختی است. همسر داری کردن هم. البته اگر قرار باشد همان مادر و همان همسری باشی که مدنظر اسلام است، باید برنامه زندگی ات به گونه ای باشد که فقط یک بعدی نباشد.

به نظرم  فقط رسیدگی به کارهای منزل آدم را رشد نمی دهد. وقتی صبح ها برای خواندن نماز بیدار شوی و بعد به جای بازگشت دوباره به رختخواب ، روزت را با تلاوت چند آیه از قرآن آغاز کنی، کتاب بخوانی، سری  بچرخانی در مجلات و روزنامه ها و خلاصه هزاران کاری که چیزی به دانسته هایت اضافه کند، انجام دهی، میتوانی رشد پیدا کنی.

من شخصا این برنامه را اجرا کرده ام و احساس می کنم با اینکه خواب کمتری دارم و حجم فعالیت هایم بیشتر شده، اما احساس کسالت کمتری می کنم و با وجود خستگی از کارهای خانه و بچه داری کردن، آدم با نشاطی هستم. شاید دلیلش این باشد که با سرعت و لذت، تمام کارهای روزانه ام را انجام می دهم تا یک وقت خالی پیدا کنم برای مطالعه ی یک کتاب یا یک مجله یا گوش کردن به یک سخنرانی مذهبی یا حتی پزشکی.

 

به هر حال مادر باشید و البته همسر ولی غافل از دنیای اطراف تان نباشید!

 

 

 

  • فاطمه بانو

 

فروردین و اردیبهشت برای خیلی از خانواده هایی که فرزند سن ورود به مدرسه دارند، زمان دلهره و اضطراب است. زمان پیدا کردن مدرسه و امتحان ورودیه و مصاحبه و ... .

وقتی فرزند عزیز تر از جانت به سن مدرسه نزدیک می شود، خوشحالی  سراسر وجودت را فرا می گیرد؛ چه اینکه قرار است یک دوره مهم و سرنوشت ساز در زندگی هر دوی شما آغاز شود. دقیقا به همین دلیل است که دغدغه پیدا کردن یک مدرسه خوب و مناسب زندگی را زیر و رو می کند!

البته این زیر و رو شدن زندگی بستگی به میزان وسواس شما در انتخاب مدرسه دارد. اگر خیلی معتقد به مسایل تربیتی و اعتقادی هستید، به دنبال مدارس خاصی باید باشید و اگر به مباحث تحصیلی و علمی اهمیت می دهید به دنبال مدارسی خواهید بود که نمودار تحصیلی و موفقیت دانش آموزانش بالا باشد.

من به عنوان مادر یک دختر شش ساله، یک سال بود که به دنبال یک مدرسه خوب برای دخترم بودم. آنچه که برای من اهمیت داشت فضای تربیتی مدرسه بود. فضایی که در آن به ارزش های اسلامی اهمیت داده شود . برای من خیلی مهم بود که فرزندم با چه کسانی دوست می شود. خانواده دوستانش چه کسانی هستند و به طور کل دلم می خواست همان چیزهایی که برای من و پدرش مهم است و به عنوان ارزش تلقی می شود، برای دوستان فرزندم و خانواده های شان هم مهم باشد. البته پیدا کردن خانواده های یک دست و یک شکل در جامعه هم دشوار است چه رسد به مدرسه. ولی همین که مدرسه ای را انتخاب کنیم که به یک سری از اصول پای بند هستند و اعتقادات مذهبی خانواده ها برای شان اهمیت دارد،  تقریبا نیمی از راه را رفته ایم.

مدارس غیرانتفاعی در سطح شهر فراوان بودند. ولی به دلایلی که گفتم به دنبال مدرسه ای با معیارهای مذهبی بودم. اینگونه مدارس در شهر به مدرسه ی اسلامی معروف هستند که بعد از امتحان وردی از دانش آموزان، معیارهای مذهبی خانواده ها در مصاحبه را ملاک انتخاب دانش آموزان قرار می دهند.

به نظر من مزایای یک مدرسه غیر انتفاعی با رویکرد مذهبی اولا رسیدگی کافی به مباحث درسی دانش آموزان،ثانیا نظارت بر رفتارهای اجتماعی و اعمال مذهبی،ثالثا داشتن برنامه های به اصلاح فوق برنامه ـ مثل آموزش زبان،ورزش،قرآن و...ـ می باشد. البته این مدارس یک عیب هم دارند و آن هزینه بالا برای ثبت نام دانش آموزانش است.

در واقع اگر شما یک خانواده مذهبی هستید و دغدغه تربیت صحیح فرزندتان را دارید، تنها به شرطی می توانید در این مدارس ثبت نام کنید که از نظر مالی متمکن باشید! مثلا باید آن قدر پول داشته باشید که بتوانید برای مقطع پیش دبستانی فرزندتان سه و نیم میلیون ، برای اول دبستان چهار میلیون ، برای پیش دانشگاهی نه میلیون و...را بپردازید! اگر هم از نظر مالی در مذیقه هستید، متاسفانه باید ضمن مراجعه به مدارس دولتی در سطح شهر، چهار چشمی فرزندتان را زیر نظر داشته باشید!

بنده اصلا و به هیچ وجه قصد تخریب مدارس دولتی و بالابردن ارزش مدارس غیرانتفاعی را ندارم!

من هم یک مادرم! و مثل خیلی از شما مادران عزیز دوست دارم فرزندم دور از فضاهای آلوده به گناه رشد یابد و از آن جایی که مدرسه حقیقتا یکی از مهم ترین مکان هایی است که شخصیت اجتماعی فرزندان مان در آن رشد می یابد، باید فضایی سالم ،پرنشاط و مزین به ارزش های اسلامی باشد.

متاسفانه در سال های اخیر به دلایلی که ذکرش در این مقاله نمیگنجد، شاهد رشد روزافزون تماشای ماهواره در خاانواده ها هستیم. کافی است گشتی در شهر بزنیم؛ در پشت بام ها و بالکن بیشتر خانه ها چه می بینید؟

خانواده ای که بی هیچ مراعاتی کانال تلویزیونش روی برنامه های ماهواره است، چگونه خانواده ای می تواند باشد؟ در این خانواده فرزندان چگونه رشد می یابند؟ چه می بینند؟ چه می شنوند؟ در مدرسه ی آن ها چه می گذرد؟

ـ یکی از دوستانم برای ثبت نام دخترش به یک مدرسه مراجعه کرد. حین پر کردن فرم ثبت نام متوجه شد که تعدادی از معلمین و ناظم مدرسه مشغول صحبت کردن درباره  صحنه های یک فیلم  هستند! وقتی دقت کرد فهمید این فیلمی که این بندگان خدا تعریف می کنند را در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ندیده و اصلا هم نباید دیده باشد! در نتیجه...

ـ در مطب پزشک نشسته بودم. خانم منشی تعریف می کردکه برادر زاده اش می گوید؛ در مدرسه زنگ های تفریح بچه ها نمایش فیلم هایی را که در ماهواره دیده اند، اجرا می کنند و هر کس هم در یک نقش قرار می گیرد!

ـ دخترم را به پارک برده بودم. او مشغول بازی با قاصدک ها شده بود و من متوجه دو کودک زیر چهار سال در گوشه ای از پارک شدم! یک دختر و یک پسر! متاسفانه از ذکر تصاویری که دیدم معذورم و مطمئنم این حرکات نتیجه ی تماشای فیلم های غیر اخلاقی بوده است.

مثال هایی که آوردم تنها بخش کوچکی از هزاران مشکلی است که متاسفانه تماشای ماهواره در مدارس ما ایجاد کرده است. در مدارس دولتی چه می گذرد؟ نمیدانم نظارت بر رفتار دانش آموزان در مدارس دولتی چه قدر است و آیا اصلا نظارتی صورت می گیرد؟ معلمین چه نقشی در این زمینه دارند؟ معلمی که خود ابایی از تماشای ماهواره ندارد چگونه می تواند نظارت بر رفتار دانش آموزانش داشته باشد؟ سیستم آموزشی ما چقدر دانش آموزان را در برابر گناه واکسینه می کند؟

چه باید کرد؟ برای تربیت صحیح فرزندان مان چه باید بکنیم؟ چقدر باید آنها را واکسینه کنیم تا در محیط های آلوده هم ایمن بمانند؟ واکسیناسیون ما تا کی و کجا دوام دارد؟

حالا مدرسه دولتی یا غیرانتفاعی؟ مدرسه دولتی به دلایلی خوب و به دلایلی که عمدتا تربیتی می باشند، مناسب نیستند. مدارس غیرانتفاعی اسلامی هم به دلایلی که آنهاهم عمدتا تربیتی می باشند خوب هستند و البته تنها دلیل رد آن ها هم هزینه بالای ثبت نام شان است!

 

 

  • فاطمه بانو


سال 1364 بود که بنیانگذار انقلاب اسلامی؛امام خمینی (ره) در بیاناتی در جمع بانوان جامعه الزهرا(س)، بیستم جمادی الثانی را که مصادف با میلاد پر نور و برکت فاطمه زهرا (س) است، به عنوان روز زن نامیدند. امام خمینی در بخشی از سخنان شان فرمودند:

  ·         «اگر شما پذیرفتید که روز بیستم جمادی الثانیه که روز تولد حضرت زهراست، پذیرفتید که روز زن باشد، این روز را پذیرفتید، این به عهده شما خیلی مسایل را می‏آورد...اگر شما زن ها هم و زن های ما هم همه، کشور ما همه، پذیرفتند که امروز روز زن است؛ یعنی روز تولد حضرت زهرا که آن کمال و آن وضعیت را دارد، پذیرفتید که روز زن است، به عهده شما مسایل بزرگی (خواهد آمد)، از قبیل مجاهده، که حضرت مجاهده داشته است، حضرت به اندازه خودش که در این ظرف کوتاه مجاهده داشته است، مخاطبه داشته است با حکومت های وقت، محاکمه می‏کرده است حکومت های وقت را...شما باید اقتدا به او بکنید تا پذیرفته باشید که این روز، روز زن است. یعنی، روز تولد این حضرت روز زن است. زهد و تقوا و همه چیزهایی که داشته است و عفافی که او داشته است و همه چیز، شما باید اگر پذیرا شدید، آنها را تبعیت کنید و اگر تبعیت نکردید، بدانید که شما داخل در روز زن نیستید. هر کس نپذیرفت، این، در روز زن وارد نشده است و در این شرافت وارد نشده است.»

  نامگذاری روز میلاد حضرت زهرا (س) به عنوان روز زن و روز مادر به حق انتخاب زیبا و شایسته ای ست. چه اینکه در الگوی زن بودن و مادر بودن نمونه ی بالاتری از  الگوی زندگی فاطمه زهرا (س) نداریم . این انتخاب و این نامگذاری هم به حق در جهت پیروی از سیره و زندگی این بانوی بزرگوار صورت گرفته است.

  اما متاسفانه در سال های اخیر شاهد پر رنگ شدن روز مادر و روز زن و غلبه ی آن بر روز میلاد پر خیر و برکت زهرای مرضیه (س) هستیم. در مهدهای کودک،درمدارس،در اداره جات و حتی صدا و سیمای ما هم شور و نشاط  روز زن و روز مادر وجود دارد. گویی در تقویم شیعی ما روز میلاد فاطمه زهرا (س) گم شده و شادی ما به دلیل فرارسیدن روز مادر و روز زن است.

  از تعدای از بچه های زیر سن دبستان و حتی بالاتر از آن سوال کنید. بپرسید امروز چه مناسبتی است؟ اولین پاسخی که می دهند چیست؟ چند درصد آن ها می گویند امروز روز میلاد حضرت زهرا (س) است؟ از خانم ها بپرسید. از آقایان هم. از هر کسی که دلتان می خواهد. چه پاسخی دریافت می کنید؟

  قطعا از ما شیعیان امیر المومنین (ع) توقعی بیش از این است. معنای این سخن  کاستن از مقام والای زن و ارزش مادر نیست. که ما دست بوس همه ی مادرانی هستیم که مادری فاطمه زهرا (س) را الگوی خویش قرار می دهند و دست بر سینه می گذاریم مقابل تمام بانوانی که عفاف و حجاب زهرای مرضیه را خط قرمز زندگی خود قرار داده اند. ولی ای کاش به جای تب و تاب گرفتن هدیه های گوناگون به مناسبت روز مادر و روز زن، قدردان مقام حقیقی مادر و زن باشیم و شادی خود را رنگ و بویی الهی بدهیم. به فرزندان مان بیاموزیم که شادی امروز ما و هدیه ای که به مناسبت آن به مادرش می دهیم به دلیل تولد فاطمه زهرا (س) است. به همسرمان بگوییم که از اینکه در مسیر تربیت فاطمی و زندگی فاطمی قدم می گذارد از او سپاسگذاریم و از مادرمان به دلیل اینکه ما را با الگوی فاطمی تربیت و شیعه ی امیرالمومنین (ع) بار آورده است تشکر کنیم.

 

 

  • فاطمه بانو


 

باید «محمد» باشی  تا خدا «کوثر»ش را به تو اعطینا کند!

باید «علی» باشی تا نور «فاطمه» در خانه ات بتابد!

باید «حسن» باشی  و «حسین» تا دردانه «مادر» شوی!

 و باید«زینب» باشی تا صبر فاطمی را ارث ببری!

***

و تو باید نور باشی....نورِ خودِ خدا(1).... تا نسل خدایی ترین زمینی ها از نور تو پا به هستی بگذارند!

سرِّ اعظم الهی!

بتابان نورِ وجودت را بر وجود سرد ما(2) که گرمای یک نیم نگاه تو

آتش زند تمام هستی مان را !

 

****

 

1)اشاره به حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) : «... نور دخترم فاطمه (علیها السلام) از نور خداست، و دخترم فاطمه (علیها السلام) برتر از آسمانها و زمین است .»

2)امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «هر کس به شناخت حقیقی فاطمه (علیها السلام) دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است .»


  • فاطمه بانو


دانه دانه اشک هایم را برای مظلومیتت تسبیح میکنم...

و ذکر شب و روزم میشود:

 

الله اکبر به  وجود ملکوتیت!

الحمدلله به ولایت علی....

سبحان الله به کوثر اعطینا شده!


  • فاطمه بانو


دلم شده چهار راه دنیا! بیش تر از چهار راه! هر چیز که وابسته به این دنیاست و برچست دنیایی دارد، سنجاق شده به دل من! و توی این همه رفت و آمد های مادیاتی توی چهار راه دلم، می دانم که جای یک چیز کم است!

وقتی همه چیز هست و یک چیز نیست...یعنی هیچ !

وقتی سنجاق شدیم به دنیا و دلبستگی هایش، کنده می شویم از خدا.
وقتی او از یادمان می رود، دنیا بیشتر جا باز می کند توی دلمان! و توی این بازیِ دل و دنیا بازنده  یک نفر است ! هر چقدر هم برنده ی دنیایی باشی، بازنده ی آخرتی می شوی!

دیر نشده ! نه ! هنوز تا بیرون کردن تمام برچسب های دنیایی وقت دارم! همن حالا...همین اکنون!

دلم را می خواهم خالی کنم از "دنیا"...
و پُر کنم از "خدا"...

خودت دستم بگیر...

پناهم باش...

یاری ام کن...

 

«زمین و آسمان من ، گنجایش مرا ندارند ؛ امّا دل بنده مؤمنم ، گنجایش مرا دارد» . حدیث قدسی/عوالى اللآلى
  • فاطمه بانو


وقتی لبیک می گویی به ندای معشوق و آن هنگام که سراپای وجودت تسلیم در برابر او می شود...دردها و بلاهاست که یکی یکی سر راهت قرار می گیرند...ولی مسافر کوی دوست را چه بیم از این بلاها و نا ملایمت ها...
 
عاشق چشم به نگاه معشوق دارد...
 
و چه بسا این طوفان ها و خرد شدن ها بالاتر بکشد ما را...
 
بالا تر برای نزدیک تر شدن ...
 
« وَ اِنَّ لِلمومنینَ بَلاءً حَسَناً»
 
و همانا برای مومنین است بلایی زیبا....
  • فاطمه بانو

شده ام مثل آدم های گم کرده راه مقصود!

همان هایی که متکبرانه قدم در راه اشتباه می گذارند و متکبرانه معتقدند که حق با آن هاست!

متکبرانه عبادت می کنند و متکبرانه از "تو" انتظار فوج فوج "نعمت" و "رحمت" دارند!

بندگی من برای "تو" از سر منت است...

ببخش مرا...

 

یا أَیُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللّهِ وَ اللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ.

اى مردم ! شما نیازمند به خدا هستید و او از هر نظر بى نیاز و شایسته حمد و ستایش است.

سوره فاطر آیه ۱۵


  • فاطمه بانو


سر به فلک کشیده تمام ناشکری هایم!
 
تمام عاقلی های بی عقلی ام نسبت به لطف های "تو"
 
و تمام نارضایتی ام از سختی های از سرِ حکمت "تو" !
 
وقتی عقل ناچیز دنیایی سر از حکمت کارهای "تو" در نمی آورد...شکوه ها ست که آغاز می شود!
 
کاش یادم بماند که اطمینان قلبی داشته باشم به "حکمت" ها و "لطف" ها "تو"...
 
 
 
 
« وَ عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
 
چه بسا چیزی را ناخوش دارید که به سود شماست و چیزی را دوست بدارید که به ضرر شماست. و خدا می داند و شما نمی دانید.» (1)
 
 
1ـ آیه 216 سوره بقره
  • فاطمه بانو